محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 29 روز سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

♥ تو ♥

همان شقایق معروف سهرابی !!!

تا تو هستی زندگی باید کرد ...

 

نقاشی

سلام به پسر هنرمندم این روزها علاقه زیادی به نقاشی پیدا کردی و آثار هنری زیبایی هم به جا گذاشتی اومدم تا چند نمونه از آثارت رو اینجا برات ثبت کنم بابا امیر به روایت پسرمون بهت گفتم چرا اینقد دست و پاهاشو بلند کشیدی ، میگی آخه بابا امیر دست و پاهاش درازه منظورت این بوده که قدش بلنده یکی دیگه از چیزهایی که خیلی دوست داری بکشی هواپیما و هلیکوپتره اینم هواپیما هلیکوپتر ودر آخر پسرم در حال رنگ کردن کتاب رنگ آمیزی محمدطاها تا امروز 4 سال و1 ماه و 23 روز سن داره ...
3 آذر 1394

روزهای مهر ماهی و آبان ماهی گل پسرم

دنیای قشنگ مامان سلام پسر گلم خیلی خیلی دوستت دارم  این روزا مامان یکم تنبل شده و کمتر میاد به وبلاگت سر میزنه و دیر به دیر وبتو آپ میکنه از این بابت ازت معذرت میخوام . روزهای مهرماه با همه خوشی ها و بارونهای گاه و بی گاهش تند و تند گذشت . بارون میگم بـــــــــــــــــــــــــــــــارونه ها، یه وقتایی از اونقدر بارون میاد که همه جارو آب میگیره و عبور و مرور برای آدمها سخت میشه . بازم باید بگم که خدا خودش برامون بخیر کنه با این سیلهایی که شهرهای مختلف اومده و کلی خسارت بجا گذاشته دیگه برات بگم که 16 مهر روز کودک بود ، روزت مبارک کودک شیرینم و ببخش که دیر اومدم و بهت تبریک گفتم ،کادوی شما برای روز کودک هم یه بسته مداد شمعی...
25 آبان 1394

تولد 4 سالگی محمد طاها

ســــــــــــــــــــــلام به عزیز دلم  الهی قربون قد وبالات برم که هزارماشالله روزبه روز بزرگتر و کشیده تر واقاتر و عاقلتر میشی گاهی وقتی بهت نگاه میکنم باورم نمیشه که پسری به خوبی شما دارم و همون موقع هست که میگیرمتو و کلی ماچ و بوست میدم ، آخ که از بوسیدن و ناز کردنت سیر نمیشم یه طوری که باباامیر بهم میگه ولش کن مگه میخواد فرار کنه که اینجور گرفتیش و فشارش میدی گاهی چنان دلم برات ضعف میره که انگار اولین باری که دیدمت خلاصش اینکه عاشقتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم با تمام وجودم امروز اومدم تا از لحظات شیرین زندگیت برات بگم ، تو زندگی هر آدمی لحظات خوش و شاد زیاده ولی خوب روز تولد یه چ...
24 مهر 1394
1659 13 15 ادامه مطلب

پسر نازم 4 ساله شد

سلام عشق بابا و مامان الهی قربونت برم که دیگه برزگ و آقا شدی و من وباباامیر شروع سال چهارم زندگیتو از صمیم قلبمون به شما پسر گلم تبریک میگیم امیدوارم همیشه شاد و خوش وسلامت باشی عزیزم و من هر روز شاهد پیشرفتهای زندگیت باشم تولد امسالت مصادف شد با یکی از بهترین عیدهای ما شیعیان ، روز عید سعید غدیرخم و ما هم بخاطر ارادتی که به سیدهای فامیل داریم و عید دیدنی های که باید میرفتیم تولدت و یه هفته عقب انداختیم ولی اون روز رو هم یه جشن خیلی کوچیک سه نفره گرفتیم و من هم خیلی عجله ای یه کیک پختم هرچند کیکم زیاد خوش قیافه نبود ولی به قول باباامیر اینم خودش یه خاطره هست راستی اینرو هم بگم که تو تدارک تولدت هستیم شدیدا ، تم تولدت...
15 مهر 1394

تـــــــــ♥ــــــــولدت مبارک عزیزم

روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستم زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح وروانم باشی که با بودن تو دنیا برایم زیباتر است ...   ♥ بهانه زندگیم تولدت مبارک ♥   * عاشقتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم *   ...
10 مهر 1394

پسرم 47 ماه شد

سلام عشق مامان 47 ماهگیت مبارک عزیز دلم امروز اومدم از تو بگم . تو که شدی تموم دنیای من و زندگی کردن بدون تو برام یه لحظه هم امکان پذیر نیست خلاصش اینکه بی تو هرگز این روزها حرف واسه گفتن از پسر ناز مامان زیاده ، گاهی اینقدر حرف های بامزه و و غافلگیر کننده میزنی که من وبابا کلی میخندیم و لذت میبریم و حتی گاهی از اینکه این حرفهارو از کجا میاری تعجب میکنیم من که عاشق غلط وغلوط گفتناتم ، راستشو بگم گاهی دلم میگیره از اینکه ماشالله و خداروشکر روز به روز داری بزرگ میشی ، چون فکر میکنم برای حرکاتت و غلط گفتنات دلم تنگ میشه نمیدونم چرا ... ولی بازم وقتی به این فکر میکنم که هر روزم با تو بهم از روز قبل بیشتر خوش میگذره حالم بهتر می...
10 شهريور 1394

روزهای گرم مردادی همراه پسرم ...

سلام فرشته زندگی من دومین ماه تابستون هم تموم شد ، تابستون امسال هوا تو شهر ما خیلی گرم بود ولی خدارو شکر دیروز جمعه بارون اومد و یکم هوارو خنکتر کرد و برای یه روز این کولر بیچاره از دست ما یه نفسی کشید خوب بریم سراغ احوالات ما تو این روزها : 11 مرداد برای من و بابا امیر یه روز خوب و بیاد ماندنی بود ، آره عزیزدلم هشتمین سالگرد ازدواج من و بابا بود ولی متاسفانه به خاطر مشغله های کاری بابا امیر نشد اون روز بیرون بریم و ما هم خونه مامانی بودیم و بابا اومد اونجا و همگی بهمون تبریک گفتن . کنار من تمام تو ... چقدر شبیه دنیامه امیر جان بابت بودنت از خدا سپاسگزارم ادامه مطلبو با هم ببینیم ... و ا...
31 مرداد 1394

نیمی از مرداد گذشت (قرار وبلاگیمون)...

سلام پسر قشنگم ، خوبی مامان جون ؟ انشالله  هر جا که هستی خوش و سلامت باشی الهی مامان قربونت بره که داری روز به روز بزرگتر و آقاتر میشی و دل مامانم هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه برات غش میره . از خدای بزرگ ممنونم که این سعادت رو قسمتم کرد تا بتونم لحظه لحظه بزرگ شدن و قد کشیدن و آقا شدنت رو بچشم ببینم و هر روز هم مسرور از روز قبل باشم که خدا چه نعمت بزرگی رو بهم عطا کرده خدایا شکــــــــــــــــــــــــــــــــــرت روزهای گرم تابستونی یکی یکی پشت سر هم از راه میرسن و ما هم از شدت گرمای زیاد سعی میکنیم روزهای تعطیل رو به جاهای خوش آب و هوا و خنک پناه ببریم  و هم شما بچه ها رو یکم از محیط کوچیک خونه های اپارتمانی دور کنی...
14 مرداد 1394

شروع تابستون و بودن در کنار پسر نازم ♥ ...

سلام به ناز پسر گلم ، به عشقم ،امید دارم که هر جا که باشی دلت شاد و بدون غصه باشه و لبت پراز خنده باشه این روزها خیلی ناز شدی و برام دلبری میکنی و با این کارت بقول معروف کلی حال میکنم از قدیم و ندیم همه جا گفتن و میگن دخترا واصه مامان وباباهاشون دلبری میکنن و پسرا هم بی احساسن من خودم یه دختر بودم و تو زندگیم داداشی نداشتم که اینو تجربه کنم (البته تا قبل به دنیا اومدن پسر گلم ) ولی حالا که میبینم و زندگی با تو رو دارم تجربه میکنم که همه چیز میتونه برعکس هم باشه آخه عزیز دل شما خیلی بچه مهربونی هستی و مخصوصا برای من وبابا امیر خیلی احساسات خرج میکنی و این منو تا حد زیادی شاد میکنه هر روز وقتی صبح ها از خواب بیدار می...
21 تير 1394